کپی بیانات ره بر(روحی و نفسی فداه) بسم رب المهدی(عج) حقا که تو از سلاله ی فاطمه ای با خنده ی خود به درد ما خاتمه ای زیباتر ار این نام ندیدم به جهان سید علی حسینی خامنه ای (الهم احفظ نائب المهدی) بنده طلبه ی پایه اول از منطقه ی آذربایجان هستم. آقا ما خواستیم اطلاع رسانی کنیم یعنی به خیال خودم میخواستم در مورد بیانات ره بر(روحی و نفسی فداه) تحلیلی راه بیاندازم؛ دیدم نه نمیشه اونوقت دیدگاه خودم میشه و دیدگاهی که خود حضرت آقا میخواهند در مردم پدید بیاد پدید نمیاد؛ برآن شدم که تحلیل های نا ردخور حضرت آقا رو تو وبلاگ بذارم و مطمئنم که این بیانات کار خودشو میکنه. به امید سربازی.(به نظر من سر بازی به معنای سر باختن نیست؛ بل به معنی بازی کردن با سر؛ مثل عشق بازی کردن. یعنی این سر یک اسباب بازی هم نیست که بشود در مقابل امام خود فدا کرد.) مفهوم؟؟؟ بیا من و تو هم حداقل یک سرباز باشیم، حداکثرش پیش کش. اگه قصد سرباز شدن داری. یاعلی.جانم فدای سید علی (این چندتا صلوات رو هم فرست) بر محمد و پیروانش صلوات بر علی و شیعانش صلوات بر حسین و شهیدانش صلوات بر مهدی و منتظرانش صلوات بر خامنه ای و بسیجیانش صلوات اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ نظر یادتون نره نوشته شده توسط:علی tag:http://rah-bar.mihanblog.com 2019-09-16T23:01:10+01:00 mihanblog.com مثلث اسلام‌هراسی 2011-04-21T15:11:53+01:00 2011-04-21T15:11:53+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/34 علی پیچیده‌ترشدن شیوه‌های دشمنی استكبار و تلاش پرهزینه‌ای كه در مقابله با اسلام می‌كند نیز به دلیل همین پیشرفت‌ها است. تبلیغات وسیع دشمن در جهت اسلام‌هراسی، تلاش شتاب‌زده‌ای كه برای ایجاد اختلاف میان فرقه‌های اسلامی و برانگیختن تعصب‌های فرقه‌ای می‌كند، دشمن‌تراشی‌های كاذب از شیعه برای سنی و از سنی برای شیعه، تفرقه‌افكنی میان دولت‌های مسلمان و كوشش برای تشدید اختلافات و تبدیل آن به دشمنی‌ها و معارضه‌های لاینحل، استفاده از سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی برای تزریق فساد و فحشاء میان جو


پیچیده‌ترشدن شیوه‌های دشمنی استكبار و تلاش پرهزینه‌ای كه در مقابله با اسلام می‌كند نیز به دلیل همین پیشرفت‌ها است. تبلیغات وسیع دشمن در جهت اسلام‌هراسی، تلاش شتاب‌زده‌ای كه برای ایجاد اختلاف میان فرقه‌های اسلامی و برانگیختن تعصب‌های فرقه‌ای می‌كند، دشمن‌تراشی‌های كاذب از شیعه برای سنی و از سنی برای شیعه، تفرقه‌افكنی میان دولت‌های مسلمان و كوشش برای تشدید اختلافات و تبدیل آن به دشمنی‌ها و معارضه‌های لاینحل، استفاده از سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی برای تزریق فساد و فحشاء میان جوانان، همه و همه واكنش‌های سرآسیمه‌گون و آشفته در برابر حركت متین و گام‌های استوار امت اسلامی به سوی بیداری و عزت و آزادگی است.
____________________________________
-آیا نباید به این پیچیدگی ها پی برد؟
____________________________________

]]>
صحنه عبرت 2010-12-09T14:05:29+01:00 2010-12-09T14:05:29+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/33 علی عاشورا یك صحنه عبرت است. انسان باید به این صحنه نگاه كند تا عبرت بگیرد.
عاشورا یك صحنه عبرت است. انسان باید به این صحنه نگاه كند تا عبرت بگیرد.




]]>
مسأله حجاب 2010-09-26T19:24:38+01:00 2010-09-26T19:24:38+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/32 علی   باید مسائل ارزشی اسلام در جامعه ی ما احیاء بشود. مثلاً مسأله حجاب، یک مسأله یی است که اگر چه مقدمه یی است برای چیزهای بالاتر، اما خود یک مسأله ارزشی است. ما که روی حجاب اینقدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک میکند تا بتواند به آن رتبه ی معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزشگاههای بسیار لغزنده یی که سر راهش قرار داده اند، نشود.  فدای وجود نازت

باید مسائل ارزشی اسلام در جامعه ی ما احیاء بشود. مثلاً مسأله حجاب، یک مسأله یی است که اگر چه مقدمه یی است برای چیزهای بالاتر، اما خود یک مسأله ارزشی است. ما که روی حجاب اینقدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک میکند تا بتواند به آن رتبه ی معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزشگاههای بسیار لغزنده یی که سر راهش قرار داده اند، نشود.

]]>
نكات جالب 2010-06-23T08:31:56+01:00 2010-06-23T08:31:56+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/31 علی امیرالمومنین(ع) امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) شخصیتى است كه همه‏ى فرق اسلامى درباره‏ى عظمت او، درباره‏ى خصوصیات او و درباره‏ى شأن و منزلت والاى او در اسلام، با یكدیگر اتفاق نظر دارند. ...   ... خب، ما شیعیان در زیارت جامعه میگوئیم: «معروفین بتصدیقنا ایّاكم»؛ ما معروفیم به ارادت و علاقه و عشق به امیرالمؤمنین و خاندان پیغمبر؛ لكن نمیتوانیم ادعا كنیم كه امیرالمؤمنین فقط متعلق به ماست. نه، همه‏ى مسلمانهاى عالَم - از فرقه‏هاى مختلف - درباره‏ى امیرالمؤمنین این را قائلند كه این شخصیت

امیرالمومنین(ع)

امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) شخصیتى است كه همه‏ى فرق اسلامى درباره‏ى عظمت او، درباره‏ى خصوصیات او و درباره‏ى شأن و منزلت والاى او در اسلام، با یكدیگر اتفاق نظر دارند.

...

 

... خب، ما شیعیان در زیارت جامعه میگوئیم: «معروفین بتصدیقنا ایّاكم»؛ ما معروفیم به ارادت و علاقه و عشق به امیرالمؤمنین و خاندان پیغمبر؛ لكن نمیتوانیم ادعا كنیم كه امیرالمؤمنین فقط متعلق به ماست. نه، همه‏ى مسلمانهاى عالَم - از فرقه‏هاى مختلف - درباره‏ى امیرالمؤمنین این را قائلند كه این شخصیت عظیم، این انسان بى‏نظیر و این مظهر كامل اسلام، ذره‏اى و لحظه‏اى از متابعت پیغمبر اكرم سرپیچى نكرد؛ تخلف نكرد؛ كوتاهى نكرد؛ از دوران كودكى، تا دوران نوجوانى، تا دوران ریعان شباب و تا آخر عمر، یك لحظه در راه مجاهدت براى خدا و براى اسلام و براى قرآن فروگذار نكرد.

 

 

پس این یك نكته است كه ما - چه شیعه، چه سنى و چه مذاهب گوناگون بین این فرقه‏ها - بیائیم و امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) را ملاك و محور وحدت قرار بدهیم.

 

 

 

 

به سمت قله

نكته‏ى بعدى این است كه محبت امیرالمؤمنین خیلى باارزش است. در روایت است كه هركسى محبت كسى در دل اوست، در قیامت با او محشور میشود. محبت خیلى حائز اهمیت است. اما محبتِ به تنهائى كافى نیست؛ تبعیت و پیروى كردن لازم است. ما كه در دنیا به نام شیعه معروف هستیم، شیعه را اینجور معنا كرده‏ایم: «الشّیعة من شایع علیّا»؛ باید دنبال او حركت كنیم و هدفهاى او را دنبال كنیم. معلوم است كه ما با همه‏ى تلاش خود به رتبه‏ى امیرالمؤمنین نخواهیم رسید، اما به سمت آن قله باید حركت بكنیم.

 

 

 

عدالت در سیره امیرالمومنین(ع)

خب، حالا توجه كنیم كه امیرالمؤمنین در زندگى پُربارِ پُرمضمونِ درس‏آموز خود، چه چیزى را در درجه‏ى اول اهمیت قرار داده است. یكى مسئله‏ى عدالت است كه عدالت در سیره‏ى امیرالمؤمنین، شاید بشود گفت برجسته‏ترین نمودارهاست.

 

 

 

مدا نكردن با...

مدارا نكردن با ظالم، همدلىِ با مظلوم و كمك براى گرفتن حق مظلوم از ظالم، چیزهائى است كه در زندگى امیرالمؤمنین، در كلمات امیرالمؤمنین و در خطب نهج‏البلاغه، به وضوح در صدها نقطه، قابل ملاحظه است. به این جملات پربار امیرالمؤمنین توجه بفرمائید: «و اللَّه لأن ابیت على حسك السّعدان مسهّدا أو أجرّ فى‏الأغلال مصفّدا احبّ الىّ من أن القى اللَّه ... ظالما لبعض العباد و غاصبا لشئ من الحطام»؛ ببینید! آن نمودار و پیشانى حكومت امیرالمؤمنین این است؛ یعنى اگر در سخت‏ترین شرائط زندگى قرار بگیرم، ممكن نیست كه من اندك ظلمى به احدى از خلایق انجام بدهم و براى خودم حطام دنیا را جمع‏آورى كنم؛ براى خودم ذخائر دنیوى را طلب بكنم.

 

 

 

 

شعار امیرالمومنین

دنیا در چشم و نظر امیرالمؤمنین - به معناى آنچه كه انسان براى خود از بهره‏هاى زندگى قائل است - بكلى مردود و متروك است. خطاب به دنیا مى‏گوید «غرّى غیرى»؛ اى لذتها! اى زیبائیهاى زندگى مادّى! برو دیگرى را فریب بده؛ على را نمیتوانى فریب بدهى. این شعار امیرالمؤمنین است.

 

 

عدالت

امروز در نظام اسلامى - نظامى كه به اسم اسلام در این كشور تشكیل شده است - چه چیزى اهمیتش از همه بیشتر و حساسیّت نسبت به آن لازم‏تر است؟ عدالت. یعنى اگر امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در زمان ما و در این جامعه و در میان این مردم - كه اینجور عشق خودشان را نسبت به آن بزرگوار ابراز میكنند - حضور میداشت، چه چیزى را بیشتر از همه چیز دنبال میكرد؟ یقیناً عدالت.

 

 

عدالت خواسته‏ى یك جماعت خاصّى از مردم یا اهل یك كشور و اهل یك ملت نیست؛ عدالت خواسته‏ى طبیعى و تاریخىِ همه‏ى آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزى است كه بشر تشنه‏ى آن است و جز در حكومت انبیاء عظام الهى - آنهائى كه به حكومت رسیدند - یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به معناى واقعى كلمه اجرا نشده است.

 

 

دنیاداران و كسانى كه دلهاشان پر از هوس به دنیا و شئون مادى دنیاست، نمیتوانند عدالت را اجرا كنند. اجراى عدالت یك روح غنى، یك اراده‏ى قوى و یك قدمِ ثابت لازم دارد. ما باید همه‏ى تلاشمان این باشد كه بتوانیم در این راه دنبال امیرالمؤمنین حركت كنیم. اعتراف میكنیم كه نخواهیم توانست مثل على‏بن‏ابیطالب، عدالت را اجرا كنیم؛ این را قبول داریم. ماها كوچكتر و ضعیفتریم از آنكه بتوانیم آن‏جور استوار - مثل فولاد، مثل صخره - در مقابل این امواج بایستیم؛ اما بقدر خودمان باید تلاش كنیم.

 

 

 

 

مطالبه عدالت

امیرالمؤمنین از عمّال خود هم مطالبه‏ى عدالت میكرد؛ با اینكه آنها در حد امیرالمؤمنین نبودند. پس تكلیف اجراى عدالت بر دوش ما هم هست؛ باید دنبال بكنیم. این چیزى است كه مردم باید بخواهند؛ باید فرهنگ عمومىِ ملت ما بشود. مردم ما باید بیشترین چیزى را كه میخواهند، عدالت و انصاف باشد؛ هم در امور داخل كشور، هم در مسائل جهانى.

 

 

 

بی عدالتی

این بى‏عدالتى‏اى كه در دنیا امروز وجود دارد و این ظلم فاحشى كه امروز از سوى قلدرها و گردن‏كلفت‏هاى عالم نسبت به بشریت و ملت‏ها دارد انجام میگیرد، مبارزه‏ى با یك چنین منكر عظیمى - از نظر مسلمانى كه براى حاكمیت اسلام و در سایه‏ى جمهورى اسلامى زندگى میكند - باید یك فریضه‏اى محسوب بشود. این باید در زندگى ما، شعار ما باشد؛ هم در مسائل داخلى، هم در مسائل جهانى.

 

 

 

عبادت

اگر بخواهیم این عدالت را اجرا كنیم، قدم اول این است كه ما به كمك الهى اعتماد داشته باشیم و رابطه‏ى دل خودمان را با خدا محكم كنیم؛ اینجا میرسیم به مسئله‏ى دعا، عبادت، تضرّع، مناجات و توسّل باللَّه. ماه رجب، بهار عبادت و تضرّع و توسل الى اللَّه است. این ایام عبادت را - این ماه رجب را، ماه شعبان را و بالاتر، ماه رمضان را - دست كم نباید گرفت.

 

]]>
خلاصه وصیت سی صفحه ای امام(ره) 2010-06-18T07:06:52+01:00 2010-06-18T07:06:52+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/30 علی بهار سال 1365، روزى را كه امام(ره) در بستر بیمارى بودند، فراموش نمى‌كنم. ایشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقریباً ده، پانزده روزى در بستر بیمارى بودند. در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن كردند و گفتند سریعاً به آن‌جا بیایید؛ فهمیدم كه براى امام(ره) مسأله‌اى رخ داده است. آناً حركت كردم و پس از چند ساعت طى مسیر، خود را به تهران رساندم. اولین نفر از مسؤولان كشور بودم كه شاید حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ایشان حاضر شدم. روزهاى نگران‌كننده و سختى را گذراند

بهار سال 1365، روزى را كه امام(ره) در بستر بیمارى بودند، فراموش نمى‌كنم. ایشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقریباً ده، پانزده روزى در بستر بیمارى بودند. در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن كردند و گفتند سریعاً به آن‌جا بیایید؛ فهمیدم كه براى امام(ره) مسأله‌اى رخ داده است. آناً حركت كردم و پس از چند ساعت طى مسیر، خود را به تهران رساندم. اولین نفر از مسؤولان كشور بودم كه شاید حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ایشان حاضر شدم.
 
روزهاى نگران‌كننده و سختى را گذراندیم. خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى كه نزدیك تخت ایشان رسیدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گریه كردم. ایشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه كردند. بعد چند جمله گفتند كه چون كوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بیرون آمدم و آنها را نوشتم.
 
در آن لحظاتی كه امام(ره) ناراحتى قلبى پیدا كرده بودند، ایشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراین مهمترین حرفى كه در ذهن ایشان بود، قاعدتاً مى‌باید در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ایشان فرمودند: «قوى باشید، احساس ضعف نكنید، به خدا متكى باشید، «اشدّاء على الكفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچ‌كس نمى‌تواند به شما آسیبى برساند». به نظر من، وصیت سى‌صفحه‌ای امام(ره) مى‌تواند در همین چند جمله خلاصه شود.

]]>
‌گد یروخ گناخلقا 2010-06-11T19:21:41+01:00 2010-06-11T19:21:41+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/29 علی بسیجیها در جبهه شاد بودند. من خودم در اهواز مردی را دیدم كه جوان هم نبود- به گمانم همان وقت از شهادتش، در نماز جمعه‌ تهران هم این خاطره را گفتم- شب می خواستند به عملیات بسیار خطرناكی بروند؛‌آن وقتی بود كه عراقیها از رود كارون عبور كرده بودند و به این طرف آمده بودند و در زمین پهن شده بودند. خرمشهر داشت به كلی محاصره می‌شد- سال 59؛ در عین خطر- شب لباس رزم، لباس نظامی - همین لباس بسیجی- را پوشیده بود و با رفقایش داشتند می‌رفتند. او آذربایجانی بود، اما در تهران تاجر بود؛ داشت با تلفن با منزلش خداح

بسیجیها در جبهه شاد بودند. من خودم در اهواز مردی را دیدم كه جوان هم نبود- به گمانم همان وقت از شهادتش، در نماز جمعه‌ تهران هم این خاطره را گفتم- شب می خواستند به عملیات بسیار خطرناكی بروند؛‌آن وقتی بود كه عراقیها از رود كارون عبور كرده بودند و به این طرف آمده بودند و در زمین پهن شده بودند. خرمشهر داشت به كلی محاصره می‌شد- سال 59؛ در عین خطر- شب لباس رزم، لباس نظامی - همین لباس بسیجی- را پوشیده بود و با رفقایش داشتند می‌رفتند. او آذربایجانی بود، اما در تهران تاجر بود؛ داشت با تلفن با منزلش خداحافظی می‌كرد. من نشسته بودم، نمی‌دانست كه من هم تركی بلدم. به زنش می‌گفت «‌گد یروخ گناخلقا» ؛(میهمانی میرویم) او هم می فهمید كه « گناه خلوق ، نجور گناخلو خدی»!(میهمانی، چجور میهمانی است!) هم این آگاه بود، هم آن آگاه بود؛ می‌فهمیدند چه كار می كنند.

]]>
می فروشی گفت: 2010-05-31T04:49:03+01:00 2010-05-31T04:49:03+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/28 علی حضرت آیت الله خامنه ای در سروده ای زیبا، عشق و علاقه خود به امام راحل را اینچنین توصیف کرده اند: می فروشی گفت: کالایم می است رونق بازار من ساز و نی استمن خمینی دوست دارم چون که اوهم خم است و هم می است و هم نی است

حضرت آیت الله خامنه ای در سروده ای زیبا، عشق و علاقه خود به امام راحل را اینچنین توصیف کرده اند:


می فروشی گفت: کالایم می است

رونق بازار من ساز و نی است

من خمینی دوست دارم چون که او

هم خم است و هم می است و هم نی است

]]>
گریه امام(ره) 2010-05-28T06:07:08+01:00 2010-05-28T06:07:08+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/27 علی آنچه در پی می‌آید یكی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از امام خمینی (ره) است كه پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، آن را در آستانه سالروز رحلت حضرت امام (ره) منتشر می‌كند:معنویت مردم و خانواده‌ى شهدا و اخلاص رزمندگان در جبهه‌ها، امام را به هیجان مى‌آورد. من چند بار گریه‌ى امام را - نه فقط به هنگام روضه و ذكر مصیبت - دیده بودم. هر دفعه كه راجع به فداكاریهاى مردم با امام صحبت مى‌كردیم، ایشان به هیجان مى‌آمدند و متأثر مى‌شدند. مثلاً موقعى كه در محل نماز جمعه‌ى تهران، قلكهاى اهدایى بچ جانم فدایت

آنچه در پی می‌آید یكی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از امام خمینی (ره) است كه پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب، آن را در آستانه سالروز رحلت حضرت امام (ره) منتشر می‌كند:
معنویت مردم و خانواده‌ى شهدا و اخلاص رزمندگان در جبهه‌ها، امام را به هیجان مى‌آورد. من چند بار گریه‌ى امام را - نه فقط به هنگام روضه و ذكر مصیبت - دیده بودم. هر دفعه كه راجع به فداكاریهاى مردم با امام صحبت مى‌كردیم، ایشان به هیجان مى‌آمدند و متأثر مى‌شدند. مثلاً موقعى كه در محل نماز جمعه‌ى تهران، قلكهاى اهدایى بچه‌ها به جبهه را شكسته بودند و كوهى از پول درست شده بود، امام(ره) در بیمارستان با مشاهده‌ى این صحنه از تلویزیون متأثر شدند و به من كه در خدمتشان بودم، گفتند: دیدى این بچه‌ها چه كردند؟ در آن لحظه مشاهده كردم كه چشمهایشان پُر از اشك شده است و گریه مى‌كنند.
بار دیگر موقعى گریه‌ى امام را دیدم كه سخن مادر شهیدى را براى ایشان بازگو كردم: در شهرى سخنرانى داشتم. بعد از پایان سخنرانى، همین كه خواستم سوار ماشین شوم، دیدم خانمى پشت سر پاسدارها خطاب به من حرف مى‌زند. گفتم راه را باز كنید، تا ببینم این خانم چه‌كار دارد. جلو آمد و گفت: از قول من به امام بگویید بچه‌ام اسیر دست دشمن بود و اخیراً مطلع شدم كه او را شهید كرده‌اند. به امام بگویید فداى سرتان، شما زنده باشید؛ من حاضرم بچه‌هاى دیگرم نیز در راه شما شهید شوند.
من به تهران آمدم، خدمت امام رسیدم، ولى فراموش كردم این پیغام را به ایشان بگویم. بعد كه بیرون آمدم، سفارش آن مادر شهید به ذهنم آمد. برگشتم و مجدداً خدمت امام رسیدم و آنچه را كه آن خانم گفته بود، براى ایشان نقل كردم. بلافاصله دیدم آن‌چنان چهره‌ى امام درهم رفت و آن‌چنان اشك از چشم ایشان فرو ریخت، كه قلب من را سخت فشرد
.

معرفی کتاب ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نه ده

حسین قدیانی

]]>
خیال كردید همچنان انقلابى هستید 2010-05-21T20:40:47+01:00 2010-05-21T20:40:47+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/26 علی خطبه‌ى فراموش نشدنى زینب كبرى‌ در بازار كوفه یك حرف زدن معمولى نیست، اظهارنظر معمولى یك شخصیت بزرگ نیست؛ یك تحلیل عظیم از وضع جامعه‌ى اسلامى در آن دوره است كه با زیباترین كلمات و با عمیق‌ترین و غنى‌ترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است. قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوى است. دو روز قبل در یك بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین برده‌اند، این جمع چند ده نفره‌ى زنان و كودكان را اسیر كرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روى شتر اس

خطبه‌ى فراموش نشدنى زینب كبرى‌ در بازار كوفه یك حرف زدن معمولى نیست، اظهارنظر معمولى یك شخصیت بزرگ نیست؛ یك تحلیل عظیم از وضع جامعه‌ى اسلامى در آن دوره است كه با زیباترین كلمات و با عمیق‌ترین و غنى‌ترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است. قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوى است. دو روز قبل در یك بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین برده‌اند، این جمع چند ده نفره‌ى زنان و كودكان را اسیر كرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روى شتر اسارت، مردم آمده‌اند دارند تماشا میكنند، بعضى هلهله میكنند، بعضى هم گریه میكنند؛ در یك چنین شرائط بحرانى، ناگهان این خورشید عظمت طلوع میكند؛ همان لحنى را به كار میبرد كه پدرش امیرالمؤمنین بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به كار میبرد؛ همان جور حرف میزند؛ با همان جور كلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا: «یا اهل الكوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعه‌گرها، اى كسانى كه تظاهر كردید! شاید خودتان باور هم كردید كه دنباله‌رو اسلام و اهل‌بیت هستید؛ اما در امتحان اینجور كم آوردید، در فتنه اینجور كورى نشان دادید. «هل فیكم الّا الصّلف و العجب و الشّنف و الكذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یكسان نبود. به خودتان مغرور شدید، خیال كردید ایمان دارید، خیال كردید همچنان انقلابى هستید، خیال كردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین هستید؛ در حالى كه واقع قضیه این نبود. نتوانستید از عهده‌ى مقابله‌ى با فتنه بربیائید، نتوانستید خودتان را نجات دهید. «مثلكم كمثل الّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انكاثا»؛ مثل آن كسى شدید كه پشم را میریسد، تبدیل به نخ میكند، بعد نخها را دوباره باز میكند، تبدیل میكند به همان پشم یا پنبه‌ى نریسیده. با بى‌بصیرتى، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، كرده‌هاى خودتان را، گذشته‌ى خودتان را باطل كردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعاى انقلابیگرى؛ اما باطن، باطن پوك، باطن بى‌مقاومت در مقابل بادهاى مخالف. این، آسیب‌شناسى است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صفحه ای برای دانلود

]]>
امام چه زمانى به فكر ایجاد حكومت اسلامى افتاد؟ 2010-05-18T15:27:11+01:00 2010-05-18T15:27:11+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/25 علی ما مبارزه‌ى خود را براى اسلام و خدا شروع كردیم و قصد قدرت‌طلبى و قبضه كردن حكومت را هم نداشتیم. چندین بار از امام عزیزمان(اعلى‌اللَّه كلمته) پرسیده بودم كه شما از چه زمانى به فكر ایجاد حكومت اسلامى افتادید، و آیا قبل از آن چنین تصمیمى داشتید؟ (این پرسش به خاطر آن بود كه در سال 1347، درسهاى «ولایت فقیه» ایشان در نجف شروع شده بود و 48 نوار از آن درسها نیز به ایران آمده بود). ایشان گفتند: درست یادم نیست كه از چه تاریخى مسأله‌ى حكومت برایمان مطرح شد؛ اما از اول به فكر بودیم ببینیم چه چیزى تكلیف ما

ما مبارزه‌ى خود را براى اسلام و خدا شروع كردیم و قصد قدرت‌طلبى و قبضه كردن حكومت را هم نداشتیم. چندین بار از امام عزیزمان(اعلى‌اللَّه كلمته) پرسیده بودم كه شما از چه زمانى به فكر ایجاد حكومت اسلامى افتادید، و آیا قبل از آن چنین تصمیمى داشتید؟ (این پرسش به خاطر آن بود كه در سال 1347، درسهاى «ولایت فقیه» ایشان در نجف شروع شده بود و 48 نوار از آن درسها نیز به ایران آمده بود). ایشان گفتند: درست یادم نیست كه از چه تاریخى مسأله‌ى حكومت برایمان مطرح شد؛ اما از اول به فكر بودیم ببینیم چه چیزى تكلیف ماست، به همان عمل كنیم؛ و آنچه كه پیش آمد، به خواست خداوند متعال بود.

]]>
ما هنوز فاصله زیادی داریم 2010-05-15T21:02:31+01:00 2010-05-15T21:02:31+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/24 علی ما هنوز تا یک جامعه کاملا اسلامی که نیک بختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامل تامین کند و تباهی و کج روی و ظلم و انحطاط را ریشه کن سازد،فاصله زیادی داریم.این فاصله،باید باهمت مردم و تلاش مسئولین طی شود و پیمودن آن با همگانی شدن امر به معروف و نهی از منکر آسان گردد.   در جواب برخی از... حرف اول:باید این بشر بداند که ما تا پای جان ایستاده ایم،اماممان به ما آموخته است:*مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهان خواران شکست می خوریم و نابود می شویم.مگر بیش از این است که ما را دنیا به خشونت و

ما هنوز تا یک جامعه کاملا اسلامی که نیک بختی دنیا و آخرت مردم را به طور کامل تامین کند و تباهی و کج روی و ظلم و انحطاط را ریشه کن سازد،فاصله زیادی داریم.این فاصله،باید باهمت مردم و تلاش مسئولین طی شود و پیمودن آن با همگانی شدن امر به معروف و نهی از منکر آسان گردد.

 

در جواب برخی از...

حرف اول:باید این بشر بداند که ما تا پای جان ایستاده ایم،اماممان به ما آموخته است:
*
مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهان خواران شکست می خوریم و نابود می شویم.
مگر بیش از این است که ما را دنیا به خشونت و تحجر متهم می کند.
مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل،عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می کنند؟
مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می شوند.
بگذار دنیای پست مادیات با ما چنین کند ولی ما به وظیفه ی اسلامیمان عمل می کنیم.
*
پس اینکه ماشیعیان علی را از دادگاه و سرنوشت صدام ترساندن کاریست از بابا کافر همه را به چشم خود بیند.ما نه تنها ترسی نداریم بلکه برای رویارویی با منافقین داخلی که خود را همه ملت می دانند و فرعونان خارجی حامی آنها لحظه شماری می کنیم:
قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّی مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِینَ ﴿سوره یونس آیه۱۰۲﴾
...بگو انتظار برید كه من [نیز] با شما از منتظرانم (۱۰۲)

اوگفته است:
« پس چرا ملت باید دروغهای دادستان را باور کند؟ »
اولاباید از توهم اینکه نظرات شما همان نظرات مردم است خارج شوید.این مردم همانی است که بسیاری از انها جزو ارتش 20میلیونی هستند وامثال شماها را در بزنگاههایی چون 9دی به سوی لانه موش فراری می دهند.
ثانیا با چه حسابی ملت باید اراجیف شما را دروغ نپندارد.شما انگار مجهز به علم غیبید!که هم جای قاضی می نشینید و به او قانون یاد می دهید و هم جای مردم می نشینید و بعد سناریوی خنده داری را تدوین می کنیدو جالبتر آنکه از توهمات خود هم استنتاج کرده و نتیجه گیری می کنید!:ورزیم نمی خواهد هوادارانش حداقل متوجه شوند که چه برسر زندانیان می اورد و ادعای اسلامی بودنشان دود خواهد شد:واقعا شما از مطالب خودتون خنده تان نمی آید!!!
کوتاه کلام:
بدانید این ملت هم نظام خودرا خوب می شناسد و هم امثال شماها!نظام اسلامی را برمدارحق می داند و به اصلاح آن می نشیند و شما را بر مدار باطل دانسته و امثال شمارا به تاریخ....خواهید دید!

 

در این رابطه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حتما ببینید خیلی عالیست.

]]>
بارها گفته‌ام 2010-05-10T06:45:50+01:00 2010-05-10T06:45:50+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/23 علی بشر موجود عجیبى است عزیزان من! گاهى عبادت و نماز شب هم میشود وسیله‌ى نفوذ شیطان، وسیله‌ى فریب نفسِ خود انسانى كه دارد نماز شب میخواند! همه‌ى ایده‌هاى خوب، همه‌ى فكرهاى خوب و شریف میتواند منفذى بشود براى شیطان. سیاستهاى اصل 44 خیلى خوب است، خیلى لازم است و حتماً باید با گسترشِ تمام اجرا شود؛ اما مراقب باشند مثل آن نماز شبِ دام شیطان نشود. از اینجا هم ممكن است شیطانها نفوذ كنند. بارها گفته‌ام؛ آدمهاى سوءاستفاده‌چى، قانوندانهاى قانون‌شكن، كسانى كه بلدند چه جورى سر مأمور و مسئول و رئیس و مرئوس و آ

بشر موجود عجیبى است عزیزان من! گاهى عبادت و نماز شب هم میشود وسیله‌ى نفوذ شیطان، وسیله‌ى فریب نفسِ خود انسانى كه دارد نماز شب میخواند! همه‌ى ایده‌هاى خوب، همه‌ى فكرهاى خوب و شریف میتواند منفذى بشود براى شیطان. سیاستهاى اصل 44 خیلى خوب است، خیلى لازم است و حتماً باید با گسترشِ تمام اجرا شود؛ اما مراقب باشند مثل آن نماز شبِ دام شیطان نشود. از اینجا هم ممكن است شیطانها نفوذ كنند. بارها گفته‌ام؛ آدمهاى سوءاستفاده‌چى، قانوندانهاى قانون‌شكن، كسانى كه بلدند چه جورى سر مأمور و مسئول و رئیس و مرئوس و آدم كوچه و بازار را بپیچانند، براى اینكه به یك طعمه‌اى دست پیدا كنند؛ اینها كارخانه را بخرند، بعد به بهانه‌هاى گوناگون كارخانه را زمینگیر كنند، كارگرها را بیكار كنند؛ بعد از ماشین‌آلات فرسوده‌ى همان كارخانه، پول فروشش را در بیاورند، از زمین آن كارخانه هم به میلیاردها و آلاف و الوف برسند؛ از این كارها شده است، میشود؛ باید همه حواسشان جمع باشد.

 

در این رابطه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فایل پی دی اف (روز کار گر)غیر مستقیم

]]>
چگونه به كتاب‌خوانی عادت كنیم؟ 2010-05-05T07:11:12+01:00 2010-05-05T07:11:12+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/22 علی توصیه‌های رهبر انقلاب در مورد كتاب‌خوانینیم‌ساعت‌ها!كتابخوانى را باید جزو عادات خودمان قرار دهیم. به فرزندانمان هم از كودكى عادت بدهیم كتاب بخوانند؛ مثلاً وقتى مى‌خواهند بخوابند، كتاب بخوانند. یا وقتى ایام فراغتى هست، روز جمعه‌اى هست كه تفریح مى‌كنند، حتماً بخشى از آن روز را به كتاب خواندن اختصاص دهند. در تابستان‌ها كه نوجوانان و جوانان محصّل، تعطیل‌اند حتماً كتاب بخوانند. كتاب‌هایى را معیّن كنند، بخوانند و تمام كنند. افرادى كه كار روزانه دارند مثلاً كارمند ادارى، كارگر، كاسب و یا كشاورز هستند

توصیه‌های رهبر انقلاب در مورد كتاب‌خوانی

نیم‌ساعت‌ها!
كتابخوانى را باید جزو عادات خودمان قرار دهیم. به فرزندانمان هم از كودكى عادت بدهیم كتاب بخوانند؛ مثلاً وقتى مى‌خواهند بخوابند، كتاب بخوانند. یا وقتى ایام فراغتى هست، روز جمعه‌اى هست كه تفریح مى‌كنند، حتماً بخشى از آن روز را به كتاب خواندن اختصاص دهند. در تابستان‌ها كه نوجوانان و جوانان محصّل، تعطیل‌اند حتماً كتاب بخوانند. كتاب‌هایى را معیّن كنند، بخوانند و تمام كنند. افرادى كه كار روزانه دارند مثلاً كارمند ادارى، كارگر، كاسب و یا كشاورز هستند وقتى به خانه مى‌آیند، بخشى از زمان را گرچه نیم‌ساعت براى كتاب خواندن بگذارند.

چقدر كتاب‌ها را در همین نیم‌ساعت‌ها مى‌شود خواند! بنده دوره‌هاى بیست جلدى و بیست و چند جلدى كتاب را در همین فاصله‌هاى ده دقیقه، بیست دقیقه و یك ربع ساعته خوانده‌ام. پشت این كتاب‌ها را هم یادداشت مى‌كنم كه معلوم باشد. شاید صدها جلد كتاب را همین‌طور در این فاصله‌هاى كوتاه ده دقیقه‌اى خوانده‌ام. بسیارى از افراد را هم مى‌شناسم كه این گونه‌اند.
مصاحبه پس از بازدید از سومین نمایشگاه بین‌المللی كتاب - 19/2/1369

پیش از خواب!
در منزل خود من، همه‌ى افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان مى‌برد. خود من هم همین‌طورم. نه این‌كه وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه مى‌كنم، تا خوابم مى‌آید، كتاب را مى‌گذارم و مى‌خوابم. همه‌ى افراد خانه‌ى ما، وقتى مى‌خواهند بخوابند حتماً یك كتاب كنار دستشان است. من فكر مى‌كنم كه همه‌ى خانواده‌‌هاى ایرانى باید این‌گونه باشند. توقع من، این است. باید پدر‌ها و مادر‌ها، بچه‌‌ها را از اول با كتاب، محشور و مأنوس كنند. حتى بچه‌‌هاى كوچك باید با كتاب انس پیدا كنند.
مصاحبه در جریان بازدید از نمایشگاه كتاب - 26/02/1374

فرصت‌های اندك
من مى‌خواهم خواهشى از مردم بكنم و آن این است: كسانى كه وقت‌هاى ضایع ‌شوند‌ه‌اى دارند؛ مثلاً به اتوبوس یا تاكسى سوار مى‌شوند، یا سوار وسیله‌ى نقلیه‌ى خودشان هستند و دیگرى ماشین را مى‌راند، یا در جا‌هایى مثل مطب پزشك در حال انتظار به سر مى‌برند و به‌ هرحال اوقاتى را در حال انتظار به بى‌كارى مى‌گذرانند، در تمام این ساعات، كتاب بخوانند. كتاب در كیف یا جیب خود داشته باشند و در اتوبوس كه نشستند، كتاب را باز كنند و بخوانند. وقتى هم به مقصد رسیدند، نشانى لاى كتاب بگذارند و باز در فرصت یا فرصت‌هاى بعدى آن را باز كنند و از همان‌جا بخوانند.

بنده خودم چند جلد قطور از یك عنوان كتاب را در اتوبوس خواندم! قضیه مربوط به قبل از انقلاب است كه چند روزى براى انجام كارى از مشهد به تهران آمده بودم... وضعیت و فضاى اتوبوس‌هاى آن روزگار براى ما خیلى آزار دهنده بود و نمى‌توانستیم تحمل كنیم. دلم مى‌خواست سرم پایین باشد و خواندن كتاب در چنین وضعیتى بهترین كار بود. ساعتى را كه به این حالت مى‌گذراندم احساس نمى‌كردم ضایع مى‌شود. آن وقت‌ها تقریباً یك‌ساعت طول مى‌كشید تا آدم با اتوبوس از جایى به جاى دیگر مى‌رفت. بعضى وقت‌ها این جابجایى كمتر یا بیشتر هم طول مى‌كشید. به‌هرحال چنین یك‌ساعت‌هایى را احساس نمى‌كردم كه ضایع مى‌شود؛ چون كتاب مى‌خواندم.
مصاحبه در پایان بازدید از نهمین نمایشگاه بین‌المللى كتاب تهران - 22/02/1375
 
به‌جای آگهی تلویزیونی
گاهى مى‌بینید یك نفر پاى تلویزیون نشسته و منتظر یك فیلم است. تلویزیون آگهى تبلیغاتى پخش مى‌كند و گاهى پخش تبلیغات بیست دقیقه طول مى‌كشد. یك‌وقت است كسى به آن تبلیغات احتیاج دار؛ اما كسى كه احتیاج ندارد آگهی‌‌هاى تبلیغاتى را ببیند، این بیست دقیقه را چرا بى‌كار بنشیند!؟ یك كتاب دمِ دستش باشد؛ بردارد و بیست دقیقه مطالعه كند. اگر مردم ما عادت كنند كه از این وقت‌هاى ضایع‌شونده براى مطالعه‌ى كتاب استفاده كنند، جامعه خیلى پیش خواهد رفت و فرهنگ كشور، خیلى ترقى خواهد كرد.
مصاحبه در پایان بازدید از نهمین نمایشگاه بین‌المللى كتاب تهران - 22/02/1375

]]>
آن سخنان همچنان زنده اند. 2010-05-02T15:37:31+01:00 2010-05-02T15:37:31+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/21 علی او یك روحانی معلم بود و شهیدِ معلمی خود شد. او معلمی را منحصر به سر كلاس درس نكرد؛ درس هم می‏داد، دانشكده هم می‏رفت، ساعتها تدریس می‏كرد، در حوزه هم تدریس می‏كرد؛ اما تعلیم او یك دایره‏ی بسیار وسیع‏تر داشت. او می‏نوشت و سخن می‏گفت و شاگردانش در این بخشِ نوشتاری و گفتاری، هزاران برابر شاگردان او در داخل كلاس بودند. آن سخنی را هم كه نیاز زمان بود، انتخاب می‏كرد. الان فرصت این‏كه به شرح كارهای آن شهید كم‏نظیر بپردازم، نیست. توصیه می‏كنم با سخن شهید مطهری - كه همچنان سخن روز است - ارتباط برقرار كن

او یك روحانی معلم بود و شهیدِ معلمی خود شد. او معلمی را منحصر به سر كلاس درس نكرد؛ درس هم می‏داد، دانشكده هم می‏رفت، ساعتها تدریس می‏كرد، در حوزه هم تدریس می‏كرد؛ اما تعلیم او یك دایره‏ی بسیار وسیع‏تر داشت. او می‏نوشت و سخن می‏گفت و شاگردانش در این بخشِ نوشتاری و گفتاری، هزاران برابر شاگردان او در داخل كلاس بودند. آن سخنی را هم كه نیاز زمان بود، انتخاب می‏كرد. الان فرصت این‏كه به شرح كارهای آن شهید كم‏نظیر بپردازم، نیست. توصیه می‏كنم با سخن شهید مطهری - كه همچنان سخن روز است - ارتباط برقرار كنید. یك روز همه‏ی عناصری كه شهید مطهری به عنوان یك استوانه‏ی فكری در مقابل آنها قد علم كرده بود، سر او ریختند و از لحاظ فكری او را بمباران كردند و از لحاظ حیثیت اجتماعی نیز او را مورد تهاجم قرار دادند؛ اما او یك‏تنه ایستاد. آن مهاجمان چه كسانی بودند؟ مبلّغان فرهنگهای وارداتی بیگانه‏ی گمراه كننده و دامهایی بر سر راه افكار جوانان. آن روز عمدتاً كمونیزم و برخی تفكرات لیبرالیزم غربی مطرح بود؛ امروز هم آن سخنان همچنان پابرجاست. امروز علی‏الظاهر كمونیزم مرده است، اما آن سخنان - كه معرف پایه‏های تفكر اسلامی در جوانب مختلف است - همچنان زنده است.

]]>
روز به روز، نور اسلام و معنویت فاطمه زهرا(س) آشكارتر خواهد شد 2010-04-27T11:17:27+01:00 2010-04-27T11:17:27+01:00 tag:http://rah-bar.mihanblog.com/post/20 علی حضرت آیت اله خامنه‌ای در بیاناتی حضرت فاطمه زهرا(س) را اینگونه توصیف نمود: همه ما به فضایل معنوى فاطمه زهرا(س) و به خصلتهاى انسانى فاطمه زهرا(س) توجه كردیم اما به این كه باید یك الگوى زنده و مجسم و روشن از زن مسلمان امروز در اختیار بینندگان دنیا بگذاریم خیلى توجه نكردیم.بنده به عنوان یك گوینده و یك روحانى سالها از فاطمه زهرا(س) حرف زده‏ام و شاید صدها ساعت در باره این مخدره صحبت كرده‏ام و همه ما به فضایل معنوى فاطمه زهرا(س) و به خصلتهاى انسانى فاطمه زهرا(س) توجه كردیم اما به این كه باید یك الگو

حضرت آیت اله خامنه‌ای در بیاناتی حضرت فاطمه زهرا(س) را اینگونه توصیف نمود:
همه ما به فضایل معنوى فاطمه زهرا
(س) و به خصلتهاى انسانى فاطمه زهرا(س) توجه كردیم اما به این كه باید یك الگوى زنده و مجسم و روشن از زن مسلمان امروز در اختیار بینندگان دنیا بگذاریم خیلى توجه نكردیم.
بنده به عنوان یك گوینده و یك روحانى سالها از فاطمه زهرا
(س) حرف زده‏ام و شاید صدها ساعت در باره این مخدره صحبت كرده‏ام و همه ما به فضایل معنوى فاطمه زهرا(س) و به خصلتهاى انسانى فاطمه زهرا(س) توجه كردیم اما به این كه باید یك الگوى زنده و مجسم و روشن از زن مسلمان امروز در اختیار بینندگان دنیا بگذاریم خیلى توجه نكردیم.
فاطمه زهرا
(س) بعد از رحلت پیغمبر(ص) براى خلافت على بن‏ابیطالب(ع) به یك مبارزه مستمر شبانه‏روزى دست زد و كسى نمى‏تواند منكر آن بشود.
مقام فاطمه زهرا
(س) در خور آن است كه عقول برجسته انسانهاى بزرگ در اصلى‏ترین رشته‏هاى تفكرات ایشان بیندیشند و زبانهاى فصیح‏ترین و بلیغ‏ترین گویندگان، شعرا و سرایندگان آن اندیشه‏ها را در قالب كلمات بیاورند.
از خود پیغمبر اكرم
(ص) كه پدر و مربى این مخدره بزرگوار بود تا امیرالمؤمنین(ع) كه همسرش بود و تا فرزندان او ائمه معصومین (علیهم السلام) هر كدام راجع به زهراى اطهر(س) جمله‏اى گفتند، وی را با زبان تعظیم و ستایش بیان كردند و این نشان‏دهنده مقام والا و توصیف‏‌ناشدنى آن حضرت است.
این دختر جوان - حضرت فاطمه
(س) و این بانویى كه در هنگام شهادت 18 سال داشت آن‏قدر به نماز ایستاد و عبادت كرد كه پاهاى مباركش ورم كرد.
این دختر در آن دوران سخت در شعب ابیطالب همان فرشته نجات پیغمبر بود.
سمیت الزهراء زهراء لانها تزهر لامیرالمؤمنین
(ع) فى النهار ثلاث مرات بالنور» فاطمه(س) را زهرا نامیدند چون روزى سه بار در چشم على(ع) مى‏درخشید.
بركات فاطمه زهرا
(س) را ما در عین آشنایى و معرفت و ارادت به آن بانوى دو عالم در سرتاسر ایام حیات خودمان در جلوه‏هاى گوناگون زندگى مشاهده كردیم.
راه على
(ع) و فاطمه(س) و راه ائمه‏ امروز همان راه امام خمینى است.
روز به روز، نور اسلام و معنویت فاطمه زهرا
(س) آشكارتر خواهد شد.

در این رابطه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلیپ صوتی در مورد شهادت حضرت زهرا(س)            دانلود کنید(غیر مستقیم)

]]>